






من ديگه خسته شدم بسكه چشام بارونيه
پس دلم تاكي فضايل غصه رومهمونيه
بسه جنگ بي ثمر براي هرزياد وكم
وقتي فايده اي نداره غصه خوردن واسه چي
واسه عشقاي توخالي ساده مردن واسه چي
نمي خوام چوب حراجي روبه قلبم بزنم
نمي خوام گناه بي عشقي بيفته گردنم
نمي خوام دربه درپيچ و خم اين جاده شم
واسه آتيش همه يه هيزم آماده شم
يايه موجود كمو خالي وپرافاده شم
وايسادنياوايسادنيا من مي خوام پياده شم
همه حرف خوب ميزنن اما كه خوب اين وسط
بدو خوبش به شما ماكه رسيديم ته خط
قربونت برم خدا چقدرغريبي روزمين
آره دنيامانخواستيم دلو باخودت نمير
نمي خوام دربه درپيچ و خم اين جاده شم
واسه آتيش همه يه هيزم آماده شم
يايه موجود كمو خالي وپرافاده شم
وايسادنياوايسادنيا من مي خوام پياده شم
اين همه چرخيدي وچرخوني وآخرش چي شد
همه درويش همه عارف جاي عاشق پس كجاست
اين همه تلسم وجاي خوش تو كجاست
نمي خوام دربه درپيچ و خم اين جاده شم
واسه آتيش همه يه هيزم آماده شم
يايه موجود كمو خالي وپرافاده شم
وايسادنياوايسادنيا من مي خوام پياده شم


از رو به روی چشمانم دور نشو
اي کسيکه من را در آتش عشق و پريشاني رها کرده اي
شب و روز روياي با تو بودن را مي بينم
دلتنگي من را رنج مي دهد و باعث خستگي من شده است
تنها هنگاميکه در کنار تو هستم احساس آرامش مي کنم
من عاشق تو هستم
و در عشق تو مي سوزم
و زندگي من به خاطر وجود توست اي هستي من
من عاشق تو هستم
و در اين عشق مي سوزم
و روز همچون يک سال بر من سپري مي شود
باور کن که دلم واقعا برايت تنگ شده است
وجود من به همراه توست در حاليکه قلبم غمگين است
به تو فکر مي کنم در حاليکه تو از من دور هستي
و همچنان منتظر تو هستم و از شدت مهر تو ذوب شده ام
دلم تنهاترین دلهاست اینجا
که از دست رفاقت تیر خورده
دلم با پای خسته لنگ لنگون
تن زخمی شو از کوی تو برده
قدیما مونس و یارش تو بودی
ولی حالا دلم تنها ترین ...
چه خوش بودم به حرفهای دروغت
که عشق من پناه آخرین

... ببینمت ...
بگذشت در فراق شبهای بی شمار
هر شب در این امید که ببینمت .
نازم به بی نیازیت ای شوخ سنگدل
هرگز نشد اسیر بی تمنا ببینمت .
منت پذیر قهر و عتاب تواءم ولی
می خواستم که بهتر از اینها ببینمت.
شب چون به چشم اهل جهان خواب
می دود میل تو گرم در دل بی تاب می دود .
در پرده نهان دلم جای می کنی گویی
به چشم خسته تنی خواب می دود .
می بوسمت به شوق و برون می شوم
ز خویش چون شبنمی که برگل شاداب می دود.





















گفتم خدمو می کشم و پر می زنم تو آسمونا 


عشق



















شب ، ناله تلخی زد و بگریخت....


